X
تبلیغات
دانشجویان حقوق دانشگاه آزاد واحد تایباد - تاریخ اسلام
تاريخ : دوشنبه دوم آبان 1390 | 12:46 | نویسنده : حسین

                                                                                                                                                                                                           تاریخ اسلام

       {استاد: جناب آقاي اسماعیلي }                                                                                                                                                                                                                     

 (جلسه 1)               ساعت: 2تا 4            2/7/  89

پدرعلم تاریخ:هرودت

مفهوم تاریخ:تاریخ علم بررسی مسائل سیاسی،فرهنگی ،اجتماعی و. . .انسانهای گذشته است.

علت اینکه تعریف درستی ازتاریخ ارائه نشده این است که ازابعادمختلف بدان پرداخته اند.

تعریف تاریخ ازدیدگاه ابن خلدون:علمی است که سرچشمه حکمت وسرگذشت ملت ها وسیرت پیامبران وسیاست پادشاهان می باشد.

موضوع اصلی تاریخ:   1 - انسان   2- زمان

*بنابراین تاریخ علمی است که به بررسی وتحلیل گذشته می پردازد واموری مانندپیروزی،شکست،انحطاط و. . .انسانهاراموردبررسی قرارمی دهد.

ازدیدگاه استادمطهری:تاریخ علم معرفت انسانهاست وبه دوشکل نقلی وعلمی است.

نقلی:علم به وقایع سپری شده واحوال گذشتگان است مثل زندگینامه ها.

تاریخ نقلی:امورخبری وفردی راموردبررسی قرارمی دهد،تاریخ علم بودن هاست چون به بررسی حوادث گذشته می پردازد.

علمی:تاریخ علمی است که به استنباط قوانین وقواعداحوال گذشتگان می پردازد.

فایده تاریخ:طبق اصل علیت هرحادثه تاریخی مولودعلتی است وانگیزه ای برای علت بعدی،یعنی قبول داشتن اصل علیت،درواقع تاریخ علم خودشناسی است وبه کمک تاریخ علت وانگیزه ظهوروسقوط تمدنهارابررسی می کنیم وباعث تمیز حق ازباطل می شویم.

تاریخ علم هدایت ا نسانهاوعبرت آموزی است،مورخ نبایدعاشق باشد،چون باعث دفاع یکطرفه خواهدشد.

اصول وسنن حاکم برتاریخ:یعنی روشهایی که امورجهان وانسانهابرپایه آنهاتدبیرواداره می شودوبه چنددسته تقسیم می شوند.

1-اختیاردرتعیین سرنوشت وشئون اجتماعی.

2-سیرسعودی وتکاملی داشتن کاروان بشریت.

3-تاثیرمتقابل فردوجامعه.

4-سنت هدایت انسانهابوسیله انبیا.

*عوامل محرک تاریخ:

1- برپایه نژاد: طبق این نظریه عامل سازنده تمدن ومیراث فرهنگی هرقوم نژادمی باشد،کنت گوبینومعتقداست عامل تاریخ نژادهاهستندوبرای پیشوایی خون تقدم دارد.

2- برپایه جغرافیا:طبق این نظریه شرایط اقلیمی وجغرافیایی عامل سازنده تاریخ است،طرفداران این نظریه معتقدندمحیط های معتدل مزاجهای معتدل می سازند،منتسکیومعتقدبودعلت مغلوب شدن افرادجنوب به دست افرادشمال اختلاف آب وهوایی است.

3- تاریخ برپایه قهرمانان: طبق این نظریه عامل سازنده فرهنگ وتمدن نوابغ هستندونوابغ چرخ گذرزمان وتاریخ رابه حرکت درمی آورندوبقیه استفاده کننده هستندکارایل معتقداست اگردروجودبشرسودی است بخاطروجودنوابغ است،نوابغ افراداستثنایی هستند.

4- نظریه اقتصاد: طبق این نظریه عامل اصلی تاریخ اقتصاداست،مارکس معتقداست عوامل اقتصادی درکمین حوادث بزرگ هستند.

5- برپایه مشیت الهی: طبق این نظریه جلوگاه تاریخ مشیت حکیمانه الهی است، دراین خصوص بوسوئه معتقداست تاریخ گستره اراده خداونداست وهرحادثه تاریخی درس عبرتی است که آسمانیان به زمینیان داده است.

*اهمیت تاریخ اسلام:تاریخ همچون جوامع دارای هویت است وشناسنامه جوامع میراث تمدن آن جامعه است.

1- تاریخ اسلام حافظه تاریخی ملت های مسلمان است وپیکرجامعه اسلامی رانشاط می بخشد.

2- تاریخ اسلام باعث پیروزی مسلمانان دربرابراستکبار می شودباالگوقراردادن پیامبربه عنوان الگوباعث جرات وقدرت می شوند.

3- تاریخ اسلام باعث اثبات مسئله وحی وپیوستگی پیامبرخدابه منبع الهی ووحی می شود.

4- تاریخ اسلام مصداق اسوه والگوی جهان اسلام خواهدبودعلی الخصوص زمانیکه مشاهده می کنیم پیامبرجامعه ابتدایی وقبیله ای عصرجاهلیت رابه جامعه ای پویاتبدیل کرد.چون سرنوشت مسلمانان باسرنوشت وفرهنگ آب وخاک گره خورده واسلام منبع ماندگاری فرهنگ شده است وظیفه ملی ماست که بیشترازآنچه سرنوشت ملی ماست آگاهی پیداکنیم.

انگیزه مابه تاریخ نگاری:

1-قداست وارزش علم ازنظر اسلام.

2-تشویق وترغیب های قرآن درباره سیرومطالعه درزمین وعبرت آموزی ازحوادث.

3-لزوم بهره گیری ازسنت پیامبران ومعصومین بعنوان اسوه حسنه.

4-ورودملت های گوناگون جهان به آئین اسلام ودادوستدفرهنگی بادیگراقوام.

ازمشهورترین مورخان مسلمان می توان به محمدبن اسحاق که ازمشهورترین کتابهایش سیرت الرسول است وابومحنف قرن دوم ورهبر مورخان عراق وآقای یعقوبی که تاریخ معروف آن تاریخ یعقوبی است وآقای مسعودی که تاریخ معروف آن مروج الذهب مسعودی است ،احمدبن بلاذولی با فتوح البلدان وانساب الاشراف وابن خلدون بامقدمه ابن خلدون رانام برد.

ازمورخان معاصر می توان شخصیت های زیررانام برد:

1-استادشهیدمطهری بافلسفه تاریخ،جامعه وتاریخ،خدمات متقابل ایران واسلام.

2-سیدجعفرشهیدی باتاریخ تحریری اسلام وقیام امام حسین.

3-دکترمحمدابراهیم آیتی باتاریخ پیامبراسلام وتاریخ حکومت مسلمین براروپا.

اصول وقواعدتاریخ نگاری باتکیه برارزشهای اسلامی:طبق این موضوع برخی ازمعیارهاوضوابط تاریخ نگاری که سبب توجه بیشتربه داده های تاریخی می شود عبارتنداز:

1-توجه به عوامل پیشرفت یاانحطاط یک سلسله یاملت واعتمادبراسنادومدارک معتبر.

2-پرهیزازاظهارنظردرباره موضوعی قبل ازبررسی وتحقیق کامل.

3-اهتمام وتوجه فوق العاده به نقش مردم زیراتاریخ شناسنامه ملت هاست.

4-ارائه نظریه قانون وقاعده یی سازنده درجهت شناخت وارزیابی هرچه بهتر زمان حال وبرنامه ریزی بهتربرای آینده.

(جلسه 3)               ساعت: 2تا 4            4/8/  89

شبه جزیره عربستان درجنوب غربی آسیاقرارداردباوسعت تقریبی3میلیون مترمربع،ازشمال به اردن وعراق ازجنوب به خلیج عدن وازشرق به خلیج فارس ودریای عمان ازغرب دریای سرخ منتهی می شود،درواقع منطقه عربستان گرچه ازسه طرف به آب متصل است اماخشک وبی آب وعلف است وبه سه بخش تقسیم می شود.

1-شمال وغرب:درواقع همان حجازمحسوب می شودشامل مکه،مدینه،یثرب،طائف،که کوهستانیاست

وکشاورزی درآنجاروجودندارد.

2-مرکزی وشرق:دربرگیرنده صحرای عرب است، دارای صحراهای وسیعی است ازجمله صحرای نفوذ،بیابان دهنا،الربع الخالی.

3-جنوب عربستان:یایمن،منطقه مستعدعربستان است یاعربستان خوشبخت که بارانهای موسمی درآنجازیاداست ومعادن بیشتری درآنجاوجودداردوجنگ های زیادی درآنجاشکل گرفته است.

به لحاظ موقعیت سیاسی:به خاطرنبودایدئولوژی مشترک،راه های ارتباطی،فاصله های بین قبایل سبب تفرقه وعدم استقرارحاکمیت سیاسی خاصی درعربستان شد.نظام حکومتی برپایه نظام قبیله ای بوده است،آنچه دراین قبایل مهم بودعصبیت بودوتعصب،تعصب یعنی حمایت افرادقبیله ازیکدیگرکه روسای قبایل ازآن تحت عنوان استبدادمطلقه استفاده کرده اندوعامه مردم تحت عنوان ناسیونالیسم جاهلی.

درهرقبیله فردی به عنوان رئیس قبیله وجودداشته،اوبایدخصایصی نظیر شجاعت،جوانمردی،تدبیر  سخاوت،ازخودگذشتگی،برخوردارمی بود.تصمیمات کلی رااومی گرفت.

رئیس قبیله ازامتیازات ویژه ای نظیریک چهارم غنیمت های جنگی برخورداربوده است.

چنانچه جنگی بین قبیله رخ می دادحل وفصل آن توسط اوبودومهمان کردن افرادغریبه توسط اوصورت می گرفت وحتی دستورمی دادازچه آئینی اطاعت کنند.

*اماجامعه عرب قبل ازاسلام به سه طبقه اجتماعی تقسیم شده بودکه اصلی ترین آن دوطبقه زیرمی باشند:

(بائده  وباقیه)

بائده(نابودشده):قومی بودندکه دراوایل اسلام ازبین رفتند،مانندقوم عادوثمود.

باقیه(باقی مانده):اماباقیه به دودسته تقسیم شده اند(عاربه ومستعربه)

عرب عاربه یاقحطانی وعرب مستعربه یاعدنانی است.

عاربه به عرب ناب وخالص گفته می شدکه بیشتردرنواحی جنوبی مکه ساکن بودندونژادآنهابه یعرب بن قحطان می رسید.(فرزندانحضرت نوح)

مستعربه یعنی عرب پیوسته،ناخالص یاعرب شده ونژاداینهابه عدنان می رسدازنوادگان حضرت اسماعیل.

*بحث فرهنگ وآداب ورسوم: قوم عرب به خاطرزندگی درمنطقه عربستان افرادی سلحشور،جوانمرد،ازخودگذشته باحافظه قوی به شعروشاعری بودند ،این خصایص آنهارابه قومی فرهنگی وانمودکرده بوددرحالیکه چنین نبودوضعف های فرهنگی فراوانی داشتند،مانندزنده به گورکردن دختران،تعصب قبایل،مضمون شعرهابیشتردرغرض ورزی وکینه توزی وتعصب است حتی یکی ازنشانه های تعصب جنگ بسوس بین دوقبیله بنی بکروتغلب حدودچهل سال طول کشیددرنتیجه چرای یک شتر.

*اوضاع دینی عربستان قبل ازاسلام :

1- عنصراصلی دینی عربستان قبل ازاسلام شرک وبت پرستی بوده است،مهمترین صفتی که خداوندبه این مردم دادمشرک بودنشان بوده است،مردم جنوب به موجودات آسمانی اهمیت می داده اندبت پرستی رسم بوده وهرقبیله بت مخصوصی داشته است. ازجمله بت (ود)متعلق به قوم بکریابت (یغوث) ازتیره مذجح یا(نسر)متعلق به حیره.

بت های معروف عرب(لات،منات وعزی)بوده است.قبایل باکوچ خودبت هاراهم همراه خودمی بردند.

لات مادرخدایان وخدای شمس بود،منات خدای سرنوشت ومرگ بوده وعزی خدای زهره،لات بیشتردرمنطقه طائف موردپرستش قرارمی گرفت،منات رادوقبیله قوس وخزرج، بت هبل که شکل انسان داشت درخانه کعبه نگهداری می شد.

اعراب بت های شبیه به انسان راصنم وبه بقیه وثن می گفتندشماربت هابه 360عددرسیده بوده.

2-قوم یهود،بیشتردرمناطق حجازویمن بوده اندکه پایگاه اصلی آنهابیشترشهریثرب بوده است ویهودیان جائی راکه آموزش دینی می داده اند بیت المدارس می نامیده اند.

چگونه قوم یهود به عربستان راه پیداکرده اند؟

یهودی هابیشتربه دلیل برخوردبدامپراطوری روم به عربستان کوچ نمودند،برگزارکننده مراسم دینی ومذهبی یهودی شخصی بودبنام حبر،ازجمله ادیان دیگردین مسیحیت است که جایگاه اصلی اینهابیشترشام وعراق بوده است ودرعربستان منطقه نجران،علت پیشرفت مسیحیت درعربستان راهبان مسیحی بودندکه درمحل استقرارکاروانها تجاری دیربه پامی کردند وبه تبلیغ دین مسیح می پرداختند،ازجمله ادیان دیگر،حنفاپیروان حضرت ابراهیم بودندکه اینها یکتاپرستی واعتقادبه روزرستاخیزرابه شرک ترجیح می دانند.

شرایط اقتصادی:پشتوانه اقتصادی عربستان دادوستدطلاوجواهرات وسنگ های قیمتی ،کشاورزی ودامداری وپرورش شتربوده است،حتی درداخل قبایل دزدی وغارت وربایکی از عوامل اقتصادی بوده است.

*مرکزیت یافتن مکه :مکه ازجمله شهرهای حجازبود.علت اهمیت مکه ومرکزیت یافتن آن به سه دلیل برمی گردد:

1-بخاطروجودکعبه.

2- بخاطرنزدیکی به دریای سرخ.

3-بدلیل ارتباط تجاری باشام ویمن بخصوص درموسم حج.

درجنوب یمن قبایل سباومعنیان بودندوهمچنین قبتیان.

(جلسه 4)               ساعت: 2تا 4            11/8/  89

کودکی ونوجوانی حضرت محمد(ص):

پدرش عبداله مادرش آمنه دختررئیس قبیله بنی زهره بودودرسال عام الفیل بدنیاآمد،نام پیامبرراعبدالمطلب انتخاب کرد،سئوال شدچرامحمدنام نهادی گفت به دلیل اینکه ازآسمان وزمین موردحمدوستایش قرار      می گیرد،پدرش قبل ازتولددریکی ازسفرهای تجاری دریثرب فوت نمود،سرپرستی پیامبرراعبدالمطلب به عهده گرفت واوهم در8سالگی فوت نمود،محمدرابه حلیمه سپردندچون ازبیماری وبامصون باشدواوراعرب خالص قریشی ودرصحرا تربیت کند.آمنه حضرت راسه روزشیردادوبعدآن زنی به نام سبیبه 4ماه اوراشیردادند.بحیرادرمحل بصری پیامبرراباابوطالب دیدونشانه های پیامبری رادروجودایشان دیدوبشارت داد.

اتفاقات دوران نوجوانی پیامبر:

1-شبانی پیامبردرسن 16تا20سالگی بدلیل خوب نبودن وضع اقتصادی ابوطالب وتعلیم شکیبایی دربرابرتعصبات عرب جاهلیت وهمچنین تمرین خلوت وتنهایی به دورازجنجال.

ازجمله اتفاقات دردوران نوجوانی پیامبر جنگی بودبه نام خجار(نامشروع)بین قبیله ای ازقریش به نام بنی کنانه وهوازن درماه ذی الحجه که پیامبردراین زمان شاهد این جنگهابودند.

همچنین پیمان حلف الفضول(جوانمردی)در20سالگی پیامبر،علت جنگ این بودکه قبیله هوازن کالاهای معطر به مکه آورده بودند ورئیس قبیله کنانه راکشتند،قبایل عربستان باهم پیمانی بسته بودند که هیچ قبیله ای به قبیله دیگرتعرض نکند.درهمین زمان فردی ازقبیله ای بنام جزعم ، به مکه آمده بودوکالاهایی فروخته بودوبهاءکالاهای اورانداده بودندبه قبیله قریش رفت وتقاضای طلب خودراکردبه وی گفتندتوعضواین پیمان نیستی وبرای احقاق حق بایداین پیمان رابپذیری.وهمچنین چندین فضل دراین پیمان شرکت داشتند.

ازجمله دیگراتفاقات جریان حجرالاسودبوده است.درجریان سیلی که آمده بودخانه کعبه آسیب دیده بودقبایل آنراتعمیرکردندنوبت به نصب حجرالاسود رسید،هرکدام ازقبایل می خواستندکه آنهاسنگ را درجای خودقراردهندواختلاف بین قبایل روی داد،تااینکه تصمیم گرفتنداولین فردی که واردمسجدشدسنگ،رانصب کند،دراین زمان باوروردمحمدکه به فردی امین شهرت یافته بودازاوخواستندآنهاراراهنمایی کند،پیامبرعبای خودراپهن نموده سنگ راروی آن قراردادندوروسای همه قبایل گوشه های آن راگرفتند،بدین ترتیب همه درنصب آن مشارکت نمودند.

 

ازدواج پیامبر:

پیامبردرسن 25سالگی باخدیجه ازدواج کرداوازتجارمعروف مکه بودودرسفری تجاری که محمدبااوبودبه صداقت وامانتداری اوپی بردوباعث ازدواج اوشد.

آغازرسالت پیامبر:

پیامبرقبل ازمبعوث شدن درانزواواعتکاف بسرمی بردند،هرسالی یک ماه درغارحرا،که به این انزوا(تحنف) می گفتند.تااینکه در27رجب درحال رازونیازجبریل برمحمدنازل شدوازاوخواست سوره علق رابخواند.

اولین کسانی که به اوایمان آوردند،(حضرت علی(ع)،خدیجه،زیدبن حارثه=هسته السابقون)

آشکارنمودن دعوت پیامبر:

بدلیل عدم پذیرابودن پیام رسالت پیامبررسالت اوتاسه سال پنهان بود،باپیام جبرئیل چهل نفرازنزدیکان خودرادعوت کردوبعدازاطعام فرمودچه کسی بامن پیمان وبیعت می بندد.لذاپیامبردین اسلام راازقبیله خودبیرون برد،دربازارعکاظ درکوه صفافرمود:قولولااله الاالله تفلحو.

دعوت پیامبربردورکن استواربود:

1-اقراربه توحیدویگانگی خداوند.            2-اعتقادبه روزرستاخیز.              

علت مخالفت بااسلام ازسوی مشرکین:

1-بشربودن پیامبر. 2-حسدورزی به موقعیت ارزشی اسلام. 3-گرایش مستضعفان به پیامبر 4-دلبستگی به دنیا. 5-دلدادن به نظام خانوادگی عصبی جاهیت.

عتبه ربیعه سفیرمشرکین نزدابوطالب رفت برای وساطتت تامحمددست ازتوهین به بت هابردارد،درسری دوم خواستندمحمدازتبلیغ دین برداردوپیامبرراباعماربن ولیده عوض نمایندوحتی تهدیدبه قتل پیامبرنمودند.واقدامات علیه بنیان فکری پیامبرقراردادند،قرآن راافسانه وشعرقلمدادکردند.

مشرکین ایمان آورندگان به دین رااگرازبزرگان بودندسرزنش می نمودندواگرازطبقه متوسط وضعیف بودندآنهاراشکنجه داده وبه شهادت می رساندندواگرتاجربودنداموال آنان رامصادره می کردند.

قوم قریش دامنه آزارواذیت راروزبه روز افزایش دادند تاجائیکه تصمیم هجرت به حبشه راگرفتند.پیامبردستورهجرت داد،پادشاه وقت حبشه (نجاشی)بود.عمربن عاص وعبداله ابن ابی ربیعه رفتندپیش نجاشی برای مذمت مسلمانان وپیامبرنامه ای برای اونوشت وجعفربن ابی طالب آن راتحویل نجاشی دادواوآنان راتکریم کرد.

مشرکین پیمان بستندتامسلمانان راتحریم کنندوعهدنامه ا ی راتنظیم ودرکعبه آویختنددراین مدت ثروت

خدیجه آنان راتامین می نمود،تااینکه پیامبرازطریق جبرئیل خبردارشدعهدنامه راموریانه خورده است وابوطالب به قریش این خبررادادوقرارشددرصورت درستی آنان ازمحاصره آزادشوند.اتفاقی که بعدازآزادی برای پبامبرافتادوفات خدیجه وابوطالب درسال دهم بعثت است که به عام الحزن معروف شد.امااین اتفاق هیچ تاثیری دررسالت پیامبرنگذاشت ،قوم قریش همچنان برفشارهاوآزارواذیت هایشان ادامه               می دادندتااینکه پیامبررهسپارطائف شد،درطائف جنگهای زیادی بودازجمله جنگی بین قوم یوم بعاث بود،دراین سال(11بعثت)6نفرازخزرجی هااسلام راپذیرفتند.

**درسال دوازدهم بعثت هم6نفردیگربه اسلام گرودیدندوپیمانی به نام عقبه اول بسته شدمفادپیمان این بود(به خداشرک نورزند،دزدی نکنند،زنانکنند،فرزندان خودرازنده بگورنکنند)درسال 13پیمان عقبه دوم بسته شد(بیعت الحرب)اگرکسی به پیامبردست درازی کندبااوبجنگند،بیش ازهفتادنفردراین پیمان شرکت داشتند.

قریش نهایتاتوطئه ای ایجادکردند به نام دارالندوه،تصمیم گرفتند محمدراتبعیدکنند،زندانی کنند،گفتنداسلام گسترش پیدامی کندودرصورت زندانی مسلمانان شورش می کنند،لذاتصمیم به قتل پیامبرگرفتندکه توسط جبرئیل خبردارشدندوپیامبربه همراه ابوبکربه غارثوررفتندوحضرت علی شب رادربسترپیامبرخوابید،این شب رابه(لیله المبیت)خواندند.پیامبروابوبکرمدت سه شبانه روزدرغارثوربودند سپس به مدینه هجرت کردند.ودرنزدیکی مدینه درمحلی به نام قبا ساکن شدند،نخستین اقدام پیامبرساخت مسجدقبابود،ودریک قطعه زمین به نام صفه افرادمخصوصامستمندان رادرآنجاساکن کرده بودند.

حیات پیامبردرمدینه:

1- تشکیل امت واحده دینی .       2-تاسیس حکومت اسلامی.

اقدامات پیامبربرای تحقق این دورکن:

1-پیمان اخوت وبرادری درمدینه بین (قوس وخزرج)قحطانی که قریشی هاراکه عدنانی بودندتهدید        می کردندوآزار می دادند،پیامبربخاطرازبین بردن اختلافات آنهاراانصار نامیدودیگران رامهاجر.

یهودیان ساکن دراطراف مدینه،سه قبیله (بنی نظیر،بنی قریظه،بنی قیقاع)بودند که مشکل سازشدندوغزوه احدراقبیله بنی قریظه براه انداختند.

2-تهیه نظام نامه اجتماعی(منشوراجتماعی)مسلمانان ملتی واحدهستند،بایدعدالت پیشه باشنددربرابرستمگران متحدباشند،یاری کننده بینوایان باشند،هرمسلمانی که به کسی پناه دهدپناه اونزدهمه محترم است.

مقابله بایهودیان،علت مخالفت قوم یهودبود.

1-یهودیان سوداگرومنفعت طلب وتاجربودندکه باقریش تجارت می کردنداماگسترش اسلام باعث لطمه به گسترش منافع قوم یهودشد.

2-یهودیان خودراقوم برترمی دانستندوادعاداشتندپیامبری ازبین آنهابلندخواهدشدکه برهمه برتری دارد،پیامبرابتدانصیحت نمودوپیمان مسالمت آمیزنوشت.پیمان منع تعرض ولی آنان پیمان رازیرپاگذاشتندو ایراد به قبله مسلمانان گرفتندکه درحال نمازدرمسجدبنی سلمه جبرئیل نازل شدودستورتغییرقبله راازبیت المقدس به سمت قبله اعلام نمود.

 (جلسه 5)               ساعت: 2تا 4            18/8/  89

3-دفع کارشکنی های منافقین ونبردبامشرکان:

منافقین کسانی بودندکه درظاهراسلام راپذیرفته بودندامادرباطن واصل مشرک بودند،ازجمله خصوصیات آنهاسادگی شان بودوبسهولت ازآئین خودبرمی گشتندومهمترین آنها بیماری روانی است که درجنگ تبوک آشکارشد.سردسته آنان عبداله بن ابی بودحتی درجنگ خندق هم ظاهرشدند،مخصوصادرجنگ تبوک،جنگی بودکه دررم صورت گرفت،ومنافقین به خاطردوری راه وبه بهانه چیدن میوه هاازجنگ خودداری کردندوعده زیادی ازیاران پیامبرراباخودهمراه کردندوحتی تصمیم گرفتندمکه راتصرف کنند.که پیامبرمطلع گردیدوحضرت علی رابه جای خودگذاشت،ومنافقین به ایشان طعنه می زدندودراین جابودکه پیامبرحدیث منزلت راآوردندوبه حضرت علی گفتند توبه منزله هارون هستی برای موسی.

نبردبامشرکان:

اهداف پیامبرازنبردبامشرکان:

1-اعلام موجودیت سیاسی ونظامی مسلمانان.

2-دفاع ازحقوق پایمال شده مسلمانان.

 3-گسترش توحیدویگانگی.

4-برچیدن بساط شرک.

درزمان پیامبرجنگهایی راکه خودایشان درآن شرکت داشتندغزوه وجنگهای دیگررا سریه نام گرفت

مهمترین این جنگها(احد،بدروخندق )بود.درجنگ بدرکه درسال دوم هجرت صورت گرفت،شمارمشرکین 1000نفرومسلمانان 313نفربودند.بانی  این جنگها ابوسفیان بود،مسلمانان پیروزشدندوازجمله 70تن ازکشته شدگان مشرکین ابوجهل بودکه پیامبراورا فرعون امت نامید،درسال سوم هجرت جنگ احدصورت گرفت،ابوسفیان باپول تجارت آن سال برده هاراآزادکرده بودبرای کشتن پیامبر،پیامبرشورایی تشکیل دادندو دوتصمیم گرفتنداول اینکه جنگ رادرشهرآغازکنند،جوانان گفتندجنگ درخارج ازشهرصورت بگیردوپیامبرتصمیم آنان راپذیرفت،دراین جنگ پیامبرعبداله بن جبیررابه همراه 50نفرازسپاهیان اسلام مامورنمودند،ابتدامسلمانان پیروز شدندتااینکه دندان پیامبرشکست ومشرکان اعلام نمودندپیامبرکشته شده است وافرادی که مامورحفظ تنگه بودند به امید غنایم آنجارارهاکردند وبه توصیه پیامبرگوش ندادندوگیرافتادند،کسانیکه پیامبررادراین جنگ یاری دادند،حضرت علی، طلحه،ابودجانه،زنی به نام ام عامر بودند،دراین نبرد70نفرازمسلمانان وحضرت حمزه شهیدشدندکه حمزه سیدالشهدالقب گرفت ازجمله حادثه های بعدازاحد(رجیع وبعرمعونه) بودکه یهودیان این حادثه راایجادکردند،بنی عامرفردی رانزدپیامبرفرستادندکه مردم منطقه نجد می خواهندایمان بیاورندپیامبر6نفرازمسلمانان رافرستادکه درمنطقه رجیع هر6نفرراکشتند،قومی به نام عضل وغاره اعلام کردندمی خواهند اسلام رابپذیرندوپیامبر40نفرراآنجافرستادکه مشرکین هر40نفررادرمنطقه ای به نام بعرمعونه کشتند،ازجمله حوادث دیگربعدازحادثه بدرجریان بنی قینقاع بود،زنی ازاعراب برای خریدبه بازاربنی قینقاع درنزدیکی مدینه رفته بود،مردی ازیهودیان دامن اورا به چادرش گره زد واورابه تمسخرگرفتند،خبربه پیامبررسیدودستوردادکه آنهارابه مدت 15روزمحاصره کردندواموال آنهارامصادره نمودندوآنها رابه شام تبعیدکردند،اخراج قوم بنی نظیر،عمربن امیه نزدپیامبرآمدودادخواهی نمودکه دوتن ازبنی عامرکشته شده اند وخون بهامی خواهندوپیامبررا به عنوان قاضی خواستند،پیامبربه همراه تعدادی ازیاران رفت نزدقوم بنی نظیر،نقشه این قوم این بودکه شخصی باتخته سنگی ازروی پشت بام پیامبررابه قتل برسانندکه فرشته وحی پیامبرراآگاه نمودوپیامبرباسپاهی که آماده کرده بود،حدود25شبانه روزاین قوم رادرمحاصره قراردادندوازمدینه بیرون کرد.

جنگ خندق:

درسال پنجم هجرت خبربه پیامبررسیدکه شماردیگری ازمشرکان درصددجنگ هستند، نام دیگراین جنگ،جنگ احزاب است.پیامبرشورایی تشکیل دادندبه پیشنهادسلمان فارسی خندقی کندند،دوتن ازخندق  گذرکردند(عمربن عبدوود و مکرمه بن ابی جهل)حضرت علی با عمربن عبدوودجنگیدواورا کشت،حدود15

روزمسلمانان درمحاصره بودند،آخرابوسفیان مجبوربه رهاکردن محاصره شداماقوم بنی قریظه بعداز جنگ همچنان توطئه ایجاد می کردند.

مهمترین نتایج جنگ خندق:

1-قوی بودن نیروی نظامی مسلمانان به اثبات رسید.

2-امنیت راه های تجاری شام ومکه ویمن ازبین رفت واقتصادقریش زیرسوال رفت.

3-گسترش توحیدویکتاپرستی که باعث برچیده شدن بساط شرک گردید.

درسال ششم صلح حدیبیه صورت گرفت،پیامبرعده زیادی راآماده زیارت عمره کرده بود به سمت مکه حرکت کردند وهیچ اسلحه ای راباخودنبردند،درمحلی به نام حدیبیه بین خالدبین ولید واکرمه بن ابی جهل که نمایندگان مکه بودندومهاجرین وانصارصلحی صورت گرفت که مفادصلح چنین بود:

1-به مدت 10سال جنگی بین مسلمانان ومردم مکه صورت نگیرد.

2-امسال(سال ششم )مسلمانان به زیارت نخواهندرفت سال هفتم بروند.ومردم مکه سه شبانه روزشهرمکه رادراختیارمسلمانان قراردهند.

3-اگرفردی ازمردم مکه به قوم مدینه بپیوندد،تحویل اوبه مکه الزامی است،ولی اگرازمدینه به مکه بپیونددتحویل آن الزامی نیست.

4-هرقبایلی که مایل بودند می توانندبه مردم مکه یامدینه بپیوندند.

*نتیجه این صلح فتح مکه شد.

درسال هفتم طبق مفادصلح نامه پیامبربرای زیارت روانه مکه شدند،عمربن عاص مسلمان شده بود،فتح خیبرازجمله اتفاقات قرن هفتم است،خیبرمحلی بودکه یهودیان به آنجاپناه برده بودند،مردم خیبرتوطئه ای براه انداخته بودند خبر به پیامبررسیدوسپاهی بسوی آنان فرستاد،در فتح خیبر پیامبر یهودیان راآزادگذاشت به شرط اینکه هرسال نصف محصول خودرابه مسلمانان بدهند.

درسال هشتم نبردموته صورت گرفت،اولین ویژگی این نبرداین بودکه جنگ ازعربستان بیرون رفت وبارم درگیرشدند، خبربه پیامبررسیدکه رم سپاهی آماده کرده است،پیامبرسپاهی حدود10هزارنفرراآماده کرد،دراین جنگ ابتدازیدبن حارثه فرمانده بودبه شهادت رسید،بعد ازاوجعفربن ابی طالب فرمانده شداوهم شهیدشد،سپس عبداله بن ابی رواحه فرمانده سپاه شدکه اوهم شهیدشد،نهایتامسلمانان عقب نشینی کردند.

درسال هفتم پیامبراسلام راازعربستان خارج نمود.

*دعوت اسلام به خارج ازشبه جزیره:

1-نامه به خسروپرویز.

2-نامه به امپراطوررم شرقی(هرقل)

هرقل درپنهان اسلام آوردگروهی رابه حبشه نزدنجاشی فرستاد.

*فتح مکه درسال هشتم صورت گرفت طبق صلح حدیبیه بنی خضائه باپیامبربیعت کردندوبنی بکربا       مکی ها، بین دوقبیله جنگ درگرفت ،علیرغم تعهد10ساله قوم قریش به دفاع ازبنی بکربرخاست،خبربه پیامبررسید،سپاهی به سمت مکه فرستاددربین راه عباس عموی پیامبرشبانه بدون اطلاع پیامبرفردی رابه سوی مکه فرستادوخبرحرکت سپاه اسلام رابه آنان داددراین میان ابوسفیان ایمان آورد،پیامبرواردمکه شدابتداواردخانه کعبه شدوبتهارانابودکرد،وفرمودهرکس واردمسجدالحرام شودازمرگ درامان است،تمام مردم مکه ویاران پیامبرمنتظربرخوردپیامبربودنداماا وتوصیه به عدم عقده گشایی قبل ازهجرت نمودومکه بدون خونریزی فتح شدوبه مردم مکه فرمودبرویدکه شماازآزادشدگانید،فتح مکه فتح مبین یاآشکارلقب گرفت.

بعد ازفتح مکه جنگ دیگری به نام حنین صورت گرفت ،دراواخرسال هشتم دوقبیله بنی هوازن وبنی ثقیف توطئه ای برعلیه مسلمانان ایجادکردند،پیامبرسپاهی به سمت طائف فرستادومسلمانان دراین نبردپیروزشدند،پیامبرزنان وفرزندان اسیرراآزادکردوتمام غنایم رابین مهاجرین تقسیم کردچون ازنظرمادی ضعیف بودندوبه این وسیله دلگرم شوندحتی به مشرکان تازه مسلمان مکه شده ازغنایم سهم داد،انصاراعتراض نمودنداین جنگ به مولفه قلوبهم معروف شد.

اتفاق دیگر غزوه تبوک درسال نهم بود،خبربه پیامبررسیدکه سپاه شام ورم آماده نبردبا مسلمانان شده اند، پیامبرهم سپاهی آماده کردبه سمت تبوک ورم دراین جنگ منافقین آشکارشدند،به بهانه گرمی هواوفصل برداشت میوه ها وقوی بودن سپاه رم ازجنگ سرباززدندبه اینها قاعدین(گوشه گیرها)گفتند،این جنگ عملی نشدچون یهودیان این شایعه راساخته بودند،این غزوه آخرین جنگ پیامبربود.

بعدازغزوه تبوک اتفاق (سنته الوفود)بود،سال پیمان هااکثرقبایل باپیامبربیعت کردند،امانه ایمان راسخ،ازجمله مشکلاتی که درسال نهم اسلام راتهدیدمی کردهمین قبایلی بودندکه پیمان بسته بودندچراچون عده زیادی ازترس جان ایمان آورده بودندوعده ای هم بظاهراایمان آورده بودند وبعدهابه جمع منافقین پرداختندوحتی عده زیادی ازهمین افرادسال بعدکه پیامبرفوت نمودادعای پیامبری کردند.

سال دهم هجرت:

سال دهم هجرت حج الوداع صورت گرفت،حدود90تا120هزاردراین سفرباپیامبربودند،دربرگشت درمحلی به نام غدیرتوقف نمودند،حدیث ثقلین دوچیزرارابه یادگاری می گذارم،ومعرفی نمودن حضرت علی به ولایت مسلمین،از جمله اولین دغدغه های پایان عمرپیامبرجنگ بارم بودکه خلیفه اول هدف پیامبرراعملی کرد،ودومین آن تفسیرغرض ورزانه احکام دینی بود،حج سال دهم پایان یافت ودرهمین سال پیامبروعده دادسال دیگرمن دربین شمانخواهم بودودر28صفرسال یازدهم رحلت نمودند.

پیامبربرای استقرارعدالت اجتماعی ازچه شیوه هایی استفاده کرد؟

1-لازمه عضویت درامت اسلامی تسلیم دربرابر خداوند،اسلام آوردن وپس ازآن برابری وبرادری است.

2-مبارزه بااخلاق اشرافیت وسنت های جاهلی عرب که این امرباعث رشدساده زیستی گردیدوهمچنین دررفتارپیامبربابردگان ومستضعفان آشکارشد،پیامبرتمام نشانه های اشرافیت راحذف کردجزپرده داری وکلیدداری کعبه ومهمانداری وپذیرایی اززائران.

3-اجرای قواعدوقوانین مربوط به مالکیت وثروت ازجمله تقسیم عادلانه غنائم ،اجرای قواعدمربوط به خمس وزکات اموال، فقرزدایی درجامعه ،مشخص کردن منابع ثروت عمومی درجامعه،ورفع اختلاف طبقاتی درجامعه.

(جلسه 6)               ساعت: 2تا 4           2/9/  89

درسال دوازدهم هجری پس ازرحلت پیامبرمهاجرین وانصاردرمحلی به نام ثقیفه بنی ساعده گردهم آمدندوابوبکربه خلافت رسید،اختلاف بین مهاجرین وانصاروقوس وخزرج برای جانشینی پیامبربالاگرفت،مهاجرین خودراازسابقون می دانستندولایق خلافت وانصارمدعی بودند اسلام وپیامبررامایاری ورونق داده ایم پس خلافت شایسته ماست،بالاخره به کمک عمربن خطاب وابوعبیده جراح ابوبکربه خلافت رسید،روزبعددرمسجدالنبی گردآمدندوعمرخطبه ای درشرح حال ابوبکرخواند وسپس خودابوبکرخطبه ای قرائت نمود.

مشکلات موجوددرزمان خلیفه اول ابوبکر:

1-اهل رده یامرتدین که چندگروه بودند:

الف:کسانی که به فرهنگ شرک عرب جاهلیت برگشتند.

ب:کسانی که زکات نمی پرداختندخودراواجب ترمی دانستندوآمران حکومت راقبول نداشتند.

ج:کسانی که بعدازرحلت پیامبرادعای پیامبری داشتند(طلیحه،مسیلمه،سجاح)متنبیون

خلیفه اول ابتدابانصیحت مرتدین رادعوت به اسلام کردوچون نپذیرفتندهمه رادرجنگ اهل رده قلع وقمع کرد.

2-دغدغه پیامبردرزمان حیات یعنی حمله به روم:

ابوبکرسپاهی بالغ بر20تا30 هزارنفربه فرماندهی اسامه بن زیدرابه سمت روم فرستادوروم رافتح کردندبعد

ازشکست رومی ها به قصد جبران سپاهی راآماده کردندودرمحلی به نام یرموک به هم رسیدندوجنگ یرموک درگرفت،دراین جنگ که فرمانده سپاه باخالدبن ولیدبود مسلمانان پیروزشدند.

خلیفه اول جانشین خودعمرراانتخاب کردواوبه خلافت ر سید،عصرعمرعصرگسترش اسلام است ازجمله

گسترش اسلام درایران زردشتی بود،ازجنگ های زمان خلیفه دوم باایران نبردجسریاپل بودکه بهمن جادویه فرماندهی سپاه ایران رابعهده داشت وایران پیروزشد،جنگ دوم نبردقادسیه بود درزمان یزدگردسوم ساسانی که فرماندهی سپاه مسلمانان باسعدبن ابی وقاص بودوفرماندهی سپاه ایرانیان بارستم فرخزادکه به پیروزی مسلمانان انجامید.نبردسوم درغرب ایران به نام جلولابودکه مسلمانان پیروز شدند،جنگ دیگرنبردنهاوندیافتح الفتوح است که بازمسلمانان پیروزشدندفقط درجنگ پل ایرانیان پیروزشدند،وجنگ دیگر فتح فلسطین است که به علت قداست مسجدالاقصی واحترام بیت المقدس عمرخودنزدمسیحیان رفت وباسادگی وبی آلایشی برخوردنمودوایشان راارشادکرد،به هیچ وجه سخت گیری به خرج نداد،امنیت اجتماعی آنان راتضمین نمودوآنهارادربرگزاری آداب ورسوم دینی شان آزادگذاشت وبرای مسلمانان مسجدی به نام قبه الصخره ساخت.

***عواملی که باعث فتح ایران شد:درسال16

1-ناخوشنودی مردم ازحکام ساسانی .

2-فاصله طبقاتی حاکم درحکومت ساسانیان.

3-مشکلات داخلی وآشفتگی درنظام حکومتی ساسانیان.

4-بی روح شدن آئین زردشتی وگرایش به انشعابات مذهبی.

***چه عواملی باعث فتح فلسطین شد:درسال17

1-رفتارخلیفه دوم،رفتارعمربامردم بیت المقدس ساده وبی آلایش بود،دیوانی ترتیب دادبرای محاسبات   بیت المال،رومی هاازمسیحیان مالیات بیشتری می گرفتند،آزادی های آنهارامحدودمی کردند،اماعمرازآنها به اندازه توانشان جزیه می گرفت.

2-مسلمانان باشام وروم ویمن تجارت داشتند،ورودمسلمانان به شام ویمن باعث نزدیکی فرهنگ وآداب ورسوم مسلمین بامردم فلسطین شدوسبب شدفرهنگ اعراب راسریع پذیرفتند.

3-سخت گیری هایی که رومی هابه اهل کتاب داشتنددربرابربرخوردمناسب خلیفه دوم.

* چه عواملی باعث فتح مصرشد؟درسال19

مصرجزوقلمروامپراطورروم بود،فرقه هاومکتب های جدیددرآئین مسیحیت ایجادشد،روم به دوقسمت شرقی وغربی تقسیم شد،امپراطوربیزانس وامپراطورروم باستان،زمانیکه قسطنتنیه پایتخت روم بیزانس انتخاب شد،تمرکزروی مصرکم شد،خلیفه دوم براحتی آن رافتح کرد،علاوه برآن یهودیان هم درمصربودندواختلاف بین آنهابامسیحت وجودداشت،کلیسای کاتولیک سخت گیری می کرد،لذااسکندریه ومصرفتح شد.

اقدامات خلیفه دوم درمدت ده سال خلافت وی:

درمدت خلافت خلیفه دوم اسلام بطورکلی گسترش یافت ،ومقرراتی برای اهل ذمه وضع کرد،قراردادن دیوان ودفتربرای بیت المال ،تسخیرسراسرجزیره العرب،بیرون آوردن شام ومصرازدست امپراطورروم وفتح ایران ازدستاوردهای خلافت خلیفه دوم است.

بعدازفوت عمرشورایی شش نفره تشکیل شد(طلحه،زبیر،حضرت علی،عبدالرحمن بن عوف،سعدبن ابی وقاص وعثمان)وعثمان به خلافت رسید.

مشکلات دوران خلیفه سوم:

1-ظهوراشرافیت.

2-امویان سرزمین های فتح شده رابه عنوان ملک خانوادگی مصادره می کردند.

3-فاصله طبقاتی ایجادشد.

اقدامات مهم خلیفه سوم:

1-جمع آوری قرآن وانتشارنسخه واحدازقرآن.

2-تشکیل نیروی دریایی برای مسلمانان.

3-ورودمسلمانان برای اولین باربه (اندلس)اروپا.

دوران خلافت حضرت علی:

***مشکلات حضرت علی درآغازحکومت:

1-پیدایش طبقه جدیدی ازاشرافیت،درابتدای حکومت شام دردست معاویه بود،مساوات وبرابری وجودنداشت،ایمان آورندگان اولیه ادعای منصب ومال بیشتری داشتند، ابوسفیان ظهورکرد.

2-تسلط وبرتری سیاسی واقتصادی امویان.

3-رواج قشری گری مذهبی ،توسط خوارج شاخه های جدیدی ایجادشده بود،کسانیکه اسلام رابرطبق افکارخوشان تفسیرمی کردند(ناکسین)،گروه دیگرمنافقین بودند،درزمان حضرت علی مارقین(مرق عن الدین)نام گرفتندوجنگ نهروان راایجادکردند،گروه دیگرخوارج قاسطین بودند،عدالت راردوظلم             می نمودند،حضرت علی ابتدابامداراونصیحت برخوردنمودامابناچارواردجنگ شد.

سه جنگ مهم جمل ،صفین ونهروان درزمان حضرت علی رخ داد.

جنگ جمل:بانیان این جنگ طلحه وزبیروعایشه بودند،هدف اصلی گرفتن ولایت بصره بود،دراین جنگ چون عایشه سواربرشتربودبه این نام معروف شد،توسط حضرت علی شکست خوردندوحضرت علی مرکز

خلافت راازمدینه به کوفه انتقال دادند.

*جنگ صفین:قاسطین عامل اصلی جنگ بودند،طرف مقابل حضرت علی معاویه بودبافکرگرفتن بصره وعراق که نتیجه آن به حکمیت رسید،نماینده معاویه عمرعاص وحضرت علی ابوموسی اشعری بودابتداقراربودعباس عموی حضرت علی نماینده باشد،بحث انگشترابوموسی اشعری پیش آمدو. . . شعارحکمیت لاحکم الی الله بودودرواقع همین شعاربهانه ای شدبرای جنگ نهروان.

*جنگ نهروان:عاملان اصلی آن خوارج بودندوبهانه جنگ شعارحکمیت، دراین جنگ ناکسین به حضرت علی خرده گرفتند،درجنگ نهروان حضرت علی پیروزشد،قراربودحضرت علی جنگ راادامه بدهدامایارانش مخالفت کردنددراین جنگ محمدبن ابی بکروعاص بن وائل کشته شدند.

 خلافت امام حسن:

درآغازخلافت دو مشکل وجودداشت:

دشمنان داخلی وخارجی، خارجیان امویان وداخلی هاخوارج بودند.جنگی بین امام حسن ومعاویه رخ دادکه به صلح انجامید.

*مفادصلح نامه بین امام حسن ومعاویه.

1-براساس کتاب خداوسنت پیامبرعمل نمائیم.

2-حق آزارواذیت وبدگویی حضرت علی رانداشته باشندوخلافت راموروثی نکند.

3-عدالت رعایت شودودست به بیت المال نزنند.

(جلسه 7)               ساعت: 2تا 4           9/9/  89

بنیانگذاران امویان،معاویه بن ابوسفیان(درسال هشتم ایمان آورد) وبانی جنگ صفین است،درآغازحکومت سه هدف اصلی داشت:

1-تبدیل خلافت به سلطنت دنیوی.

2-گسترش فتوحات خارجی.

3-گسترش دامنه قلمرووحکومت خودش.

معاویه برای رسیدن به این اهداف ازچندین روش استفاده کرد:

الف:تفسیرتقدیرگرایانه دین ومخالفت باحکومت خودرامخالفت باشرع دانست.

ب:استخدام وجذب دهات عرب(زیرکان حیله گر)عمرعاص،مغیربن شعبه،وزیادبن ابیه،حاکمیت ولایات رابه ایشان دادوازخزانه بیت المال به آنهاکمک می کرد.

ج:موروثی کردن خلافت وجمع آوری رای برای یزید.

درزمان معاویه فتوحاتی هم بوقوع پیوست.مثلا:قبرس بابیزانس رافتح کرد، تاشبه قاره هندورودسندراگرفتند.

حکومت یزید:درزمان اومشکل اصلی قبول نداشتن حکومت وی بود،سه دشمن اصلی اوامام حسین،عبداله بن زبیروعبداله بن عمر،امادربین اینهاازهمه بیشترامام حسین مخالفت داشت،یزیدنماینده ای فرستادبرای بیعت ووساطت وامام قبول نکرد،ازکوفه مردم برای اونامه فرستادندوازاودرخواست کردندبه کوفه بروند،نماینده فرستاد(مسلم بن عقیل)حدودهجده هزارنفرباوی (مسلم) بیعت کردند،امام حسین به سمت کوفه حرکت کردوواقعه کربلاپیش آمد،فرمانده سپاه یزیدحربن یزیدریاحی بود.درسال61هجری وروزدهم محرم به شهادت رسید.

سه واقعه مهم زمان یزید:

*واقعه کربلاوشهادت امام حسین.

*واقعه حره و ویران کردن مدینه،مدینه به آتش کشیده شد.

*واقعه دیگرویران کردن خانه کعبه بود.

بعدازیزیدنوبت به معاویه دوم رسید،اوکارهای پدرش رانکوهش می کرد،حدودچهل روزحکومت کرد،بعدازمعاویه دوم نوبت به آل مروان رسید.

آل مروان:مروان بن حکم به حکومت رسیدو ولیعهدی به عبدالملک بن مروان وعبدالعزیزبن مروان رسیدوسپس ولیدبن عبدالملک.اززمان عبدالملک حکومت کاملاموروثی شد.

عصرولیدبن عبدالملک عصرفتوحات است،نواحی اندلس واسپانیارافتح کرد،نیروی دریایی راگسترش دادواسلام راواردهندکرد،بعدازاوولایت به سلیمان بن عبدالملک وسپس به عمربن عبدالعزیزرسید.

*اصلاحات واقدامات دوران حکومت عمربن عبدالعزیز:

مهمترین اقدامات او:

1-جنگهاوفتوحات خارجی راتعطیل کردوفرماندهان سپاهی راکه حق سپاهیان وزیردستان راضایع می کردندبرکنارکرد.

2- اهل ذمه (یهودیان ومسیحیان)طرفداران ادیان آسمانی جزیه نگرفت.

3-ازموالی(غیراعراب)جزیه نگرفت.

4-بدگویی ازحضرت علی وخاندان اورارسماممنوع کرد.

5-قدرت امیران وکارگزاران رامحدودکرد.

6-تجملات راممنوع کرد.

7-فاصله طبقاتی راکم کرد.

8-بیت المال رانظم داد.

9-عدالت رارعایت می کرد.

10-ازبین بردن بدعت های حاکمان قبل ازخودش.

(جلسه 8)               ساعت: 2تا 4           30/9/  89

نمونه سوالات:

1-وضعیت اجتماعی عربستان قبل ازاسلام؟

عربستان قبل ازاسلام درتاریکی عمیقی فرورفته بودوسایه های شوم جهل ونادانی برافکارمردم آن سرزمین حاکم بود،همه جارافسادوگمراهی فراگرفته بود،قانونی وجودنداشت وتنهاقانون آداب ورسومی بودکه ازگذشتگان به ارث باقی مانده بود،جنگهای آنان بصورت انتقام جویی وغارت گری بودکه گاهی منجربه نابودی طرفین می شد،شدت جهل ونادانی مردم مجالی به رشدافکاراسلامی نمی داد،زن دراجتماع آنان ارزشی نداشت ومهمترین سرگرمی اعراب شعروداستان سرایی وسرکردن درحلقه شاعران محسوب می شد.

2-وقایع مهم هنگام تولدحضرت محمدچه بود؟

الف-طاق کسری فروریخت.

ب-آتشکده فارس خاموش شد.

ج-بت های خانه کعبه سرنگون شد.

د-نوری ازوجودآن حضرت به آسمان بلندشدکه شعاع آن فرسنگهاراه راروشن نمود.

ه-موبدان خواب وحشتناکی دیدند.

3-علت نامگذاری عرب جاهلی وجنگ خجارچه بود؟

اعراب تمام سال رادرجنگ وغارت بسرمی بردندوادامه این جنگ زندگی آنان رامختل می ساخت ازاین جهت فقط درماه های رجب ،ذی الحجه،ذی القعده ومحرم وصفرجنگ راتعطیل می کردند،دراین مدت بازارهای تجاری خودراتعطیل می کردندوحق نداشتندبازکنندوبه کسب وکاربپردازند،یهودیان ومسیحیان وبت پرستان ازگزنددشمن درامان بودند،حتی بعضی ازقبایل به جان یکدیگرمی افتادندوچون این جنگهادرماه حرام اتفاق می افتادنام آنهاراخجارنام نهادند،جنگهای خجارچهارجنگ بود.

-خجارنخست بین قبیله ای ازقریش به نام بنی کنانه وهوازن درماه ذی الحجه که پیامبردراین زمان شاهد این جنگهابودند.

 

-جنگ دوم بعلت اینکه جوانی اززنی ازطائفه بنی عامرخواسته بودصورت خودرابازکنددرگرفت.

-خجارسوم بین بنی عامروبنی کنانه بود.

-خجارچهارم همان جنگی بودکه پیامبردرآن شرکت داشت،عده ای سن پیامبررا14تا15وبعضی 20سال ذکرکرده اند.

4-بنیانگذاران پیمان حلف الفضول چه کسانی بودندتوضیح دهید؟

چون افرادی که این پیمان رابستندهمه فضل بودند(فضل بن خضاله، فضل بن حارث، فضل بن ودائه)حلف الفضول نام گرفت،این پیمان درمنزل عبداله ابن جدعان بسته شد،اساس کارآنهادفاع ازحقوق محرومان بودپیامبردراین موردفرمودنددرخانه عبداله بن جدعان شاهدپیمانی شدم که اگرحالانیزمرابخواننداجابت    می کنم وبه آن پیمان وفادارخواهم بود.

5-منظورازالسابقون چه کسانی هستند؟

به کسانیکه درپذیرش اسلام ونشرقرآن ازدیگران پیشی گرفته وپیشگام بودندالسابقون گفته می شود،سبقت به گرایش آئین پیامبردرصدراسلام ملاک فضیلت وبرتری بودوازمسلمات تاریخ این است که خدیجه نخستین کسی است که به پیامبرایمان آوردوازمردان حضرت علی،زیدبن حارثه وابوبکربودند.

6-اتفاقات مهم سال دهم بعثت چه بود؟

دراین سال که (عام الحزن )نام گرفت پیامبرحامی ومدافعی راازدست دادکه ازسن 8تا50سالگی باایشان بود(ابوطالب)وهمچنین وفات حضرت خدیجه وسفری که پیامبر به طائف کردتاقبیله ثقیف رابه اسلام دعوت کند.

8-پیمان های عقبه اول ودوم راتوضیح دهید؟

درسال دوازدهم بعثت هم6نفردیگربه اسلام گرودیدندوپیمانی به نام عقبه اول بسته شدمفادپیمان این بود(به خداشرک نورزند،دزدی نکنند،زنانکنند،فرزندان خودرازنده بگورنکنند)درسال 13پیمان عقبه دوم بسته شد(بیعت الحرب)اگرکسی به پیامبردست درازی کندبااوبجنگند،بیش ازهفتادنفردراین پیمان شرکت داشتند.

9-چرابیعت عقبه دوم رابیعت الحرب می نامند؟

زیراپیامبرفرمودندباشمابیعت می کنم که ازمن همچون کسان خودحمایت کنیدونمایندگان مردم مدینه بااوبیعت کردندکه بادشمن اودشمن وبادوست اودوست باشندوباهرکس که باوی به جنگ ودشمنی برخواستندبجنگند.

10-چراهجرت پیامبرمبداءتاریخ قرارگرفت؟

شخصیتی بالاترازپیامبروحادثه ای تکان دهنده ترازحادثه هجرت نیست،زیراپیامبرازمحیط پرخفقان به محیط آرام مدینه گام نهادندوبه برکت همین هجرت اسلام برای خودتشکیلات سیاسی ونظامی بوجودآوردند.

درنتیجه پیامبرنخستین کسی بودکه هجرت خویش رامبداءتاریخ شمردونامه های خودرابه سران قبائل وشخصیت های بارزآن نوشت ومشخص کرد،درنخستین سال هجرت پیروزی بزرگی نصیب مسلمانان شدوحکومت مستقلی درمدینه بوجودآمدوازآوارگی بیرون آمدندودرنقطه ای آزادتمرکزیافتندوبرای همین آن سال رامبداءقراردادند.

11-وقایع سال دوم هجرت چه بود؟

الف-تغییرقبله   ب- جنگ بدر

تغییرقبله حادثه ای بودکه مسلمانان راازیهودجداساخت وپیامبر بعدازورود به مدینه 17سال به سمت بیت المقدس نمازخواندندوسرانجام درمسجدبنی سلمه که به ذوقبلتین معروف شد قبله رابه سمت مکه تغییر داد،علت تغییر قبله درمرحله نخست امتحان مردم وطعنه هاوایرادهای یهودیان بود،ودوم اینکه یهوددرکتابی خوانده بودکه پیامبرجدیدقبله راعوض خواهدکردواگراین کارصورت نمی گرفت دلیلی بودبرعدم نبوت پیامبر.

غزوه بدر:این جنگ درچاه های بدرصورت گرفت که83نفرمهاجرین و62نفرازانصاردرآن حضورداشتند،ابوسفیان چون ازاین امرآگاه شدفردی رابه مکه فرستادتاگروهی رابرای کمک بفرستدابوجهل گروهی 900نفره را آماده کردوبه کمک آنهافرستاد،نتیجه این جنگ باپیروزی مسلمانان تمام شد،این جنگ نخستین پیروزی مسلمان بودوغنائم جنگی زیادی نصیب آنهاشد،گذشته ازپیروزی نظامی ازجهت دینی درروحیه مردم یثرب تاثیرفراوانی گذاشت وآنهابه این نتیجه رسیدندکه فقط بانیروی ایمان خودتوانسته اندبردشمن پیروزگردند.

12-حوادث سال سو م هجرت چه بود؟

درسال سوم هجرت جنگ احدصورت گرفت،ابوسفیان باپول تجارت آن سال برده هاراآزادکرده بودبرای کشتن پیامبر،پیامبرشورایی تشکیل دادندو 2تصمیم گرفتنداول اینکه جنگ رادرشهرآغازکنند،جوانان گفتندجنگ درخارج ازشهرصورت بگیردوپیامبرتصمیم آنان راپذیرفت،دراین جنگ پیامبرعبداله بن جبیررابه همراه 50نفرازسپاهیان اسلام مامورنمودند،ابتدامسلمانان پیروز شدندتااینکه دندان پیامبرشکست ومشرکان اعلام نمودندپیامبرکشته شده است وافرادی که مامورحفظ تنگه بودند به امید غنایم آنجارارهاکردند وبه توصیه پیامبرگوش ندادندوگیرافتادند،کسانیکه پیامبررادراین جنگ یاری دادند،حضرت علی، طلحه،ابودجانه،زنی به نام ام عامر بودند،دراین نبرد70نفرازمسلمانان وحضرت حمزه شهیدشدندکه حمزه سیدالشهدالقب گرفت.

حادثه رجیع وبعرمعونه راتوضیح دهید؟

گروهی ازطائفه عضل وغاره گفتندازطائفه ماعده ای مسلمان شده اندوماکسانی رامی خواهیم که احکام دین رابه مابیاموزد،پیامبر6نفرازمسلمانان رابااینهافرستادآنهاچون به رجیع(ناحیه ای درحجاز) رسیدند به همراهان خودحمله بردندو4راکشتندو2نفررابادیگرخودبه مکه بردندمردم مکه هم چون ازجریان بدرازایشان ناراحت بودندو آنهاراکشتند.

حادثه بعرمعونه : گروهی ازبنی عامرفردی نزدپیامبرآمدندوازوی خواستندتاکسانی ازاصحاب خودرابه نجدبفرستندپیامبرفرمودندمن ازمردم نجدبرمسلمانان می ترسم،شخصی به نام ابوبراضمانت کرد پیامبر40نفرراآنجافرستاداماهمین که به بعرمعونه رسیدندپیکی رانزدعامربن      فرستادندوی نامه رانخواندوآورنده آن راکشت آنگاه ازبنی عامرخواست به این 40نفرحمله کنندآنهانپذیرفتندوعامرازقبیله بنی   کمک خواست که 39نفرکشتندوفردی که زنده مانده بوددرهنگام بازگشت دوتن ازبنی عامرراکشت.

12-حوادث سال پنجم هجرت چه بود؟

درسال پنجم هجرت خبربه پیامبررسیدکه شماردیگری ازمشرکان درصددجنگ هستند، نام دیگراین جنگ،جنگ احزاب است.پیامبرشورایی تشکیل دادندبه پیشنهادسلمان فارسی خندقی کندند،دوتن ازخندق  گذرکردند(عمربن عبدوود و مکرمه بن ابی جهل)حضرت علی با عمربن عبدوودجنگیدواورا کشت،حدود15

روزمسلمانان درمحاصره بودند،آخرابوسفیان مجبوربه رهاکردن محاصره شد.

*مهمترین نتایج جنگ خندق:

1-قوی بودن نیروی نظامی مسلمانان به اثبات رسید.

2-امنیت راه های تجاری شام ومکه ویمن ازبین رفت واقتصادقریش زیرسوال رفت.

3-گسترش توحیدویکتاپرستی که باعث برچیده شدن بساط شرک گردید.

13-حوادث سال ششم هجرت چه بودصلح حدیبیه چه بودوچه تاثیری درگسترش اسلام داشت؟

درسال ششم صلح حدیبیه صورت گرفت،پیامبرعده زیادی راآماده زیارت عمره کرده بود به سمت مکه حرکت کردند وهیچ اسلحه ای راباخودنبردند،درمحلی به نام حدیبیه بین خالدبین ولید واکرمه بن ابی جهل که نمایندگان مکه بودندومهاجرین وانصارصلحی صورت گرفت که مفادصلح چنین بود:

1-به مدت 10سال جنگی بین مسلمانان ومردم مکه صورت نگیرد.

2-امسال(سال ششم )مسلمانان به زیارت نخواهندرفت سال هفتم بروند.ومردم مکه سه شبانه روزشهرمکه رادراختیارمسلمانان قراردهند.

3-اگرفردی ازمردم مکه به قوم مدینه بپیوندد،تحویل اوبه مکه الزامی است،ولی اگرازمدینه به مکه بپیونددتحویل آن الزامی نیست.

4-هرقبایلی که مایل بودند می توانندبه مردم مکه یامدینه بپیوندند.

آیاصلح حدیبیه به نفع اسلام تمام شدیاکفار؟

صلح حدیبیه پیروزی مسلمانان راقطعی ساخت به این دلیل که :

الف-نبردهاوهجوم های پی درپی قریش فرصت نمی داد به پیامبرکه به تبلیغ اسلام درمیان قبایل ونقاط خارج ازعربستان بپردازدولی پس ازپیمان این زمینه برای گسترش اسلام درنقاط دیگرفراهم شد.

ب-فاصله ایکه مشرکان میان مردم وآئین اسلام پدیدآورده بودندازبین رفت درنتیجه مشرکان بهتر می توانستندبامسلمانان درتماس باشند.

3-نتیجه این صلح فتح مکه شد.

وقایع مهم سال هفتم هجرت چه بود؟

فتح خیبر وزیارت خانه خداازمهمترین وقایع این سال است،موقعیت یهودیان ازنظرمسلمانان مشکوک بودوخیبری هاآخرین دسته ازیهودیان بودندکه پیامبرازجانب آنهانگرانی داشت،لذابایدازناحیه آنهاآسوده خاطرمی شد،چنانچه بعضی ازتاریخ نویسان گفته انداین گروه قصدحمله به مدینه راداشته اندپیامبردرسال هفتم سپاهی راآماده کردبه سمت خیبر،پس ازچندروز محاصره قلعه خیبری هاراتصاحب کرداماآنهاراآزادگذاشت وباآنان پیمان بست درسال نصف محصول خودرابه مدینه ببرند.